تبليغاتX
ندای من و تو

ندای من و تو

گوش کن این ندای من است

صبر

صبر نمی دانم در این یک کلمه چیست که خدا آنهایی را که صابران دوست دارد من نمی دانم

صبر کردن برای بعضی چیزها این قدر مهم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 21:12  توسط حامد  | 

جمعه

جمعه زیبا ترین کلمه در قلب هر منتظری است جمعه یعنی مهدی یعنی فرج یعنی پایان

انتظار شیرین جمعه یعنی با تو بودن از صبح تا شب نام تو را خواندن تو را یاد کردن

انتظار به امید فرج . فرجی برای نجات همه عاشقان یا مهدی کرم و بزگواریت را می ستایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 20:52  توسط حامد  | 

من تنها نذار

کسی که با غم تو سوخته ساخته منم

تو بهار عاشقی عشق اش باخته منم

اونی که درده من نمی دونه تویی

خونه قلب من کرده ویرونه تویی

تا میخوام از غم تو حرفی با دل بزنم این یه مشگلی که از اون دل بکنم.

خواهش میکنم در موقع نیاز من تنها نذار ای عزیز ترینم عاطفه جانم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:50  توسط حامد  | 

کاش می شد

با من امشب چیزی از رفتن نگو نه نگو از این سفر با من نگو

من به پایان می رسم با کوچ تو با من از اغاز مردن نگو

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت کاش می شد از تو بود

با تو بود کتش میشد در تو گم شد ازهمه کاش می شد تا

همیشه با تو بود کاش فردا را کسی پنهان کند لحظه را در لحظه

سر گردان کند کاش ساعت را بمیراند به خواب ماه را بر شاخه آویزان کند

می روی تا قصه را غم نامه تدفین کند گل میروی تا واژه را باران خاکستر کنی

ثانیه تا ثانیه پر بار ویران شدن میروی تا ببخشی از جان مرا پر پر کنی .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:15  توسط حامد  | 

تقدیم به خواهر گلم

ای ماه ببین که شب چه زیباست  یار امده یار امده اینجاست

هنگامه عریانی دنیا  هنگام ترنم تما شاست

یک شاخ گل سرخ یه جام شراب به آینه یار

ای ماه بتاب یه پچ پچ اواز یه شعر نیاز

یه زمزمه خواهش یه وسوسه اغاز. 

دوست دارم خواهر گلم عاطفه جان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 13:38  توسط حامد  | 

مارو دست کم نگیر

ما همونیم که میتونیم پشت بام آفتاب با شبنم کاشی کنیم

ما همونیم که میتونیم کف دریا با رنگین کمان کاشی کنیم

خواب گل سرشار از عطر سرخ قصه هاست روتن ستاره

مهره اب رویای ماست  سر وعدگاه ریتم رنگ رقص نوشین

جای شک نه جای تو نه جای ترس نه جای ماست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 13:26  توسط حامد  | 

تولد

سلام امروز تولد من .

با ۱۰۰ تا گل یاس میخک  با هفت اسمون پر از گلای ناز مریم

با یه قلب پر از اشتیاق پوپک می خوام بگم تولدت مبارک.   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 13:5  توسط حامد  | 

باخت

هنوز حرفای نا گفته دارم گوش کن  تو هم این زهر تلخ نفرت نوش کن

اره تو راست میگی عشق بچه بازی نیست  همون بهتر بری ما رو هم فرامو ش کن

توآبروی عاشقی پاک بردی  دارم جدی میگم برای من مردی

چقدر ساده بودم که باورت کردم عزیزم بودی خونم می خوردی.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 21:56  توسط حامد  | 

خودت باختی

تو حظهور مبهم ات پنجر ها روبروم دیوارای اجری

خورشید فردای تو سهم خاکستری من

حتی تو برام غریبه ای که سر رو شونه باد می ذارم.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 21:35  توسط حامد  | 

من میرم

ای جماعت به سلا مت من دیگه حرفی ندارم شما ها رو تو قصه جا میذارم

من میرم از اینجا ای جماعت من دیگه بر نمی گردم

اما برای من خیلی زیادی اید اما من بدونید من سکوت دوره نکردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 21:27  توسط حامد  |